شعر قناری شاملو
قناری گفت: کره ی ما،
کرهی قفسها با میلههای زرین و چینه دان چینی.
ماهیِ سرخ ِ سفرهیِ هفت سینش
به محیطی تعبیر کرد
که هر بهار
متبلور می شود
کرکس گفت: سیارهی من
سیارهای بی همتا که در آن
مرگ
مائده میآفریند!
کوسه گفت: زمین
سفرهی برکت خیز اقیانوسها
انسان سخنی نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستینش از اشک تر بود.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۴ ساعت 0:35 توسط مهدیس
|