تولد
بعد از مدتها دست به قلم بردن چقدر سخته.
یک سال دیگه هم گذشت و عدد سن من هم مثل بقیه یکی رفت بالاتر...
یادمه یه زمانی هرچی صبر میکردم 18 سالم نمیشد !یه دفعه به خودم اومدم دیدم دارم در مقابل 24 ساله شدن مقاومت میکنم
خدارو شکر که تو این 23 سال نعمت وجود پدر و مادر نعمت سلامتی دوستای خوب خانواده ی خوب رو همیشه داشتم. خدایا ازت ممنونم
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۵ ساعت 14:48 توسط مهدیس
|